سلام ...............
اینقدر کلمات و حرف های دورغ شنیده ام که حتی اگر کسی بهم سلام هم بدهد مپندارم دروغ است.....
حرف های پوشالی که با یک نسیم کوتاه تماما از بین میرود .............
اینقدر شنیده ام دوستت دارم که دیگر به دوست داشتن نزدیکانم هم شک کرده ام ........ آیا آنها هم دروغ میگویند..............
اینقدر شنیده ام که تو تمام زندگی من هستی و اگر نباشی من میمیرم.......... ولی نبودم و دیدم که نه اینکه نمرد بلکه دل به دیگری سپرد..................
اینقدر شنیده ام که حاضرم تمام هرچه در دنیا دارم به تو بدهم ............. ولی دریغ از لحظه ای توجه در زمان نیازم ..........
اینقدر شنیده ام که من راست گو ترین در دنیا هستم ............ ولی جلوی روی خودم بارها و بارها دروغ شنیده ام ............
اینقدر شنیده ام که من احساساتم را نثار همسرم میکنم ................... ولی دریغ از احساس که برای همسر مانده باشد .......... چون تمام آن صرف نامحرمان گشته است............
اینقدر شنیده ام که من در آغوش تو آرام میگیرم .................... ولی این آرامش مرهم دردهایی است که آغوش دیگر نامحرمان به وجود آورده است.................
اینقدر بوسیده شده ام ......................... ولی دریغ از اینکه این بوسه ها زخمی است دیرین بر لبان محبوب.............
و اینقدر شنیده ام .........................
که دیگر تاب و توان گفتن آنها را ندارم....................
و شما ؟ چه چیزهایی شنیده اید ؟
بشنوید ولی به راحتی باور نکیند . ................
من که راحت قبول کردم الان پشیمانم......................
مینویسم تا آرام بگیرم .............
من مانند دیگران نمیگویم .............. لااقل دروغ نمیگویم.....................
من مینویسم آنچه دیگران به دروغ میگویند...............
نمیدونم دوست پسر یا دوست دختر دارید یا نه ؟ ........................
ولی امروز میخوام در مورد خیانت با شما درد و دل کنم......................
به نظر شما خیانت در رابطه عاطفی چیه؟ ......................
شما اگه دوست دختر یا پسرتون چه کاری انجام بده اونو خائن میدونید؟ .....................
چند وقت پیش با یک بنده خدایی در این مورد بحث شد . میگفت دوستم با یک پسره قرار ازدواج هم گذاشته ولی چند روز پیش براش خواستگار آمده و گفته که بیان تا تا هم بیشتر آشنا بشن. پرسیدم مگه به پسره قول نداده؟ گفت: چرا ولی گفته این هم بیاد ببینیم چه طوریه شاید خوب بود با قبلی زدیم به هم . اگر هم خوب نبود که به این یکی کلی میخندیم. ..............................
نمیگم همه دختر ها اینطوری هستن ولی درصد بالایی از اونها اینطوری اند.....................
به نظر من این یک نوع خیانته ............... وقتی که به کسی قول میدی باید سر قولت باشی و این مسخره بازیها رو درنیاری....................
خوبه یک پسر با شما این کار رو بکنه؟ ......................
یا مورد دیگه ای که سراغ دارم :
دختری شدیدا به یکی از پسرها ابراز علاقه میکرد. ولی دور از چشم اون با معشوقه سابقش رابطه داشت.............
این دیگه از همه بدتره . ...... چون داره ۲ طرفه خیانت میکنه ............ اگه به هر کدوم علاقه داری خوب اون یکی رو قیچی کن ................ چرا همزمان به هر ۲ خیانت میکنی.................... پس میشه نتیجه گرفت که این دختر .......... آره دیگه ... .... .... ....
در مبحث ازدواج باید همسری رو انتخاب کنی که خودش رفتار خودش رو کنترل کنه نه اینکه لازم باشه تو مدام کنترلش کنی که کجا رفت و چه کار کرد..............................
شک و تردید اساس بنیان خانواده رو به هم میریزه.......................
لطفا شما هم نظرات خودتونو بگید و بگید از دید شما خیانت چیه؟ .....................
چند وقتی هست که شدیدا با این مساله درگیر هستم...................
خیلی سخته............ انتخاب کردن...................
مهم ترین مسائل در ازدواج: خود طرف . گذشته اون . خانواده اش و سایر افرادی که به هر نحو ممکن تو زندگی آدم دخالت میکنن......................
خود طرف :
یکی یک مدتی میآد و عاشقانه دوستت داره . سعی میکنه خودشه خوب جلوه بده. رفتار مناسب،کردار مناسب و..... ولی بعد از ازدواج اول دردسر و بدبختیه . ظاهر واقعی طرف آشکار میشه. میبینی اون چیزی که بوده با اون چیزی که نشون میداده فرق میکنه. ..................
اینقدر ذهنم امروز درگیره که جملات رو هم نمیتونم به خوبی کنار هم بذارم .................
گذشته اون:
تو جامعه بدی زندگی میکنیم. خیلی از پسرها و دخترها قبل از ازدواج حتما دوست پسر یا دوست دختر داشتن.............. خیلی ها شون هم س ک س رو تجربه کردن.................. این خیلی مهمه که اگه این کارها رو کردی مردونه قبل از ازدواج به طرف مقابلت بگی ................. مخصوصا برای مرد مهمه که بفهمه گذشته زندگی همسرش چه طور بوده ؟ آیا پاک زندگی کرده یا نه ؟ سر جریان پاندا خیلی ها به من گفتن که چون قبلا رابطه جنسی داشته ( گرچه با همسر شرعی خودش بوده) ولی این تو زندگی خیلی تاثیر میذاره . اون تجربه اول همیشه تو ذهن آدم نقش میبنده و همیشه یک حس مقایسه ای بوجود میآد با نفرات بعدی.............. حالا شما این جریان رو میدونی که فلان دختر قبلا ازدواج کرده ولی وقتی به طور مخفیانه طرف رابطه داره شما دیگه نمیدونی و زندگی آدم حسابی تحت تاثیر قرار میگیره............
انسان مگه چند بار زندگی میکنه که بخواد اون رو تجربه کنه ؟ .........................
بعد از گذشت سالها اگه بخواهی طلاق بگیری و ........ دیگه زندگیت و جوانیت حروم شده ورفته...........
خانواده:
این هم خیلی مهمه ولی اگه بتونی با اونها کنار بیایی و هم شان خانواده تو باشن خیلی مشکل ساز نیست.....................
آدمهای دیگر:
کم نیستن آدمهایی که بدون دلیل با حرفهای مزخرف خودشون زندگی دیگران رو بهم می ریزن..........
نمونه هاشون رو زیاد دیدم ...........
مساله مهم دیگه که این وسط اتفاق میافته مساله گذشته همسرته..............
اگه یکی از این آدمهای بد ذات بیاد و گذشته طرفت رو که به هر دلیل بهت نگفته با آب و تاب و با غلو بهت بگه ................. اون موقع است که آتیش به پا میشه و زندگیت رو می سوزونه......................
هیچ چیز مثل شک و تردید و دودلی نمیتونه زندگی آدمها رو آتیش بزنه........... در این میان هستند آدمهایی که با نیت قبلی به این آتیش کوچک هیزم بیفزایند.....................
مخفی کردن مسائل از شریک زندگیت و تودار بودن باعث بوجود آمدن شک و تردید و دودلی در بین طرفین میشه ...................
نمیدونم اینها رو برای چه نوشتم ولی اینقدر سر این مسائل ذهنم درگیره که دلم میخواد چند روزی از تمام آدمها دور باشم..................
در کمال آرامشی که متاسفانه الان ندارم...........................
قبلا نوشتن آرومم میکرد ولی الان نه..............
چنان طوفانی در دلم جاریست که تنها خدا میتونه اون رو مهار و آروم کنه .............
التماس دعا
چیز جالبی گفت : عقیده داشت هیچ وقت گریه و خنده زنها رو باور نکن .........................
همه اینها دروغین و غیر واقعیه ......................
میگفت زمانی اونها رو - حرفاشونو و کاراشونو باور کن که جدی هستن..................
غیر از این اصلا نمیتونی نیت اصلی اونها رو بفهمی .....................
نمیدونم راست میگه یا نه ولی احساسم میگه حقیقت داره...................
تو زندگی تنها زنی رو که دیدم واقعا دوستم داره نه از روی ریا و ظاهرکاری...............
.............. مادرمه...............
سلام.........................
سریال امام علی رو که یادتون میآد؟............................
ابن ملجم مرادی ..................... قطام .................................
نمیدونم چرا این کلمات به ذهنم رسید ولی داشتم فکر میکردم به گذشته ...............
اون زمان که این سریال رو میدیدم با خودم فکر میکردم که مگه ممکنه که یه مرد به خاطر عشق یک زن این حادثه مهم رو رقم بزنه.......................
یا موردهای دیگه که دیدم چه طور مردها در دام زنها گرفتار میشن و چه مشکلاتی رو بوجود میآرن . .....
مثل حاج فتوحی که سریالش رو پارسال دیدیم................
نمونه های واقعی اون رو هم تو جریان نا آرام زندگی دیدم ولی .....................
هیچ وقت قبول نمیکردم آدم تا این حد گرفتار بشه..................
تا اینکه اون رو تجربه کردم..................
نمیدونم الان باید به این ملجم حق بدم که به خاطر این عشق اون قساوت رو انجام داد یا نه؟............
نمیدونم باید به حاج فتوحی حق بدم که عاشق دختر جوانی شد و اون آبروریزی پيش آمد................
ولي اين رو ميدونم كه اگه اين اتفاق در زندگي زناشويي هر كسي رخ بده مثل آتيش همه چيز رو نابود ميكنه.........
میگن زمان مرهم خوبیه.............. گذشت زمان بد ترین زخمها رو هم التیام میده.............
این مساله رو قبول داشتم و چند بار هم تجربه کرده بودم ............. تو مرگ بهترین دوستانم ........... با گذشت زمان خیلی آروم شدم ............... یه جورایی مثل آب روی آتیش میمونه که آدم رو سرد میکنه.
و این بار تفاوت گذشت زمان با دفعات قبلی فرق می کرد .....................
خیلی برام دیر گذشت ............. ولی گذشت ............. خیلی سخت بود فراموش کنم.................. ولی فراموش کردم............
در این گیر و دار شرارت پاندا هم به قضیه جنبه دیگه ای داد ................
همین اواخر دوباره اس ام اس زد که خیلی دلم برات تنگ شده ..........................
این دلتنگی باز دیگه چه شرارتی پشتش پنهانه........................
تو که داری ازدواج میکنی چرا باز با معشوقه سابقت تماس داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الله اعلم.
به مال و دارای هات...... به بدهی هایی که داری ........ به دوستان گذشته .......... به روزگار .........
و به اینکه اصلا تو کی هستی....................
فقط به یک چیز فکر میکنی .......................
چه جوری از این طوفان دربری و خودتو نجات بدی.............
طوفان عشق برعکس این جریان رو داره ................. به جای اینکه به فرار کردن فکر کنی بیشتر و بیشتر خودتو تو این طوفان غرق میکنی ................ میخواهی که تو هم با اون استحاله پیدا کنی و یکی بشید ولی اگه بتونی از اون جدا بشی و در کناری به نظاره آنچه در آن غوطه ور بودی بنگری تازه متوجه اشتباهت میشی ................ اشتباهی که نمیخواستی از اون دور باشی ...........
من چند روزی هست که به سختی از این طوفان جدا شدم و اکنون که از افقی بالا به آن مینگرم کم کم میبینم که دستی که من را از آن نجات داد چقدر مهربان و باسخاوت است.............
همینجا از خدای خود تشکر میکنم که مرا نجات داد.
و
از خدا معذرت میخوام که کلی تو اون طوفان نافرمانی کردم و بی صبری
خدا جون شرمنده ام و ممنون
چند سالی میشه که گواهینامه گرفتم..................
بار اول که پشت ماشین تعلیمی نشستم اصلا یادم نمیره................ هوا سرد بود من هم کاپشن تنم بود بعد از یک ساعت که پیاده شدم آنقدر عرق کرده بودم که انگار از حموم آمدم بیرون ..................
بعد که گواهینامه گرفتم هنوز دستم پر نبود ................ خانواده هم کاری بهم نداشتن میگفتن خودت باید یاد بگیری .......... مثل راه رفتن........... یک بار آینه های ماشین رو کوبیدم به در پارکینگ......... یک بار بغل ماشینو کوبیدم به سپر یه پیکان................ یک بار هم مالیدم به جدول..................
ولی بالاخره یاد گرفتم............ کم کم دستم پر شد.........................
با پسر عمه در مورد پاندا صحبت میکردم........... میگفت چون تجربه اولت بوده تمام احساساتت رو خرج یک دختر کردی که هنوز هم که هنوزه بهش شک داری ............. به سالم بودنش شک داری ..............
گفت دفعه های بعدی در برخوردهات با دخترها بهتر میشی............. یاد میگیری چه طور رفتار کنی...... چه طور احساساتت رو کنترل کنی و...............
تازه فهمیدم این هم مثل رانندگی باید خود آدم تجربه کنه و یاد بگیره ..............
این دفعه به جا آینه های ماشین بدجوری خودمو کوبیده بودم به در و دیوار..................
ولی تجربه خوبی بود...................
پسر عمه ام میگه فکر نکن شکست خوردی ............ بلکه تو بردی ................. خودتو دست کم نگیر...
زندگی کردن با دختری که گذشته معلوم الحالی برای تو نداره به جز فرو رفتن تو آتیش نیست.............
اوايل مساله من و پاندا رو هيچ كس نميدونست به جز مامان بابام ................
ولي بعد فكر كردم كه من كه كار خلافي انجام ندادم.............. شروع كردم با ديگران مشورت كردن........ با عمو و عمه و خاله و ...............
عمو بزرگم ديروز ميگفت ببين از كجا معلوم كه مشكل فقط اعتياد پسره باشه ممكنه هزار تا اتفاق ديگه افتاده باشه كه شوهر اول پاندا اونو طلاق داده.............. شايد مشكل از طرف پاندا بوده باشه ............
شوهر سابق پاندا دوباره ازدواج كرده ..................... اگه مشكل اعتياد داشت كه بهش زن نميدادن......
الان چند وقته پاندا تماسي نداشته................. دوست دختر دوستم عاشقانه دوستش داره ............ الان چند ساله با هم هستن با وجود اينكه پسره بهش گفته من با تو ازدواج نميكنم ولي هنوز منتظره و تمام خواستگاراش رو رد ميكنه................ اين دوست داشتن واقعيه...................
نه مثل پاندا كه وقتي ديد من زير بار ازدواج نميرم و و بعد هم گفت منو صيغه كن و من قبول نكردم سريع به اولين خواستگارش جواب بده ...................
اون هم چون پول داره ...................
پس اون همه كه ميگفت دوستت دارم الكي بوده ....... فقط به خاطر پول و مقام بوده...............
این چند روزه عروسی یکی از دوستامه ..................
حنا بندون که دیشب بود رو نرفتم........................ هم به خاطر اینکه حال درستی نداشتم هم اینکه از عروسی های مختلط خوشم نمیآد.......................... همه میآن اونجا یکی رو دست و پا کنن . یک سری میآن دید بزنن و ..............
یکی از بچه های فامیل چند سالی از من کوچکتره ولی جالب اینجاست که اکثر دوست دخترهاش هم سن و سال من هستن.......................
اکثرا هم اهل حال و ....
نمیدونم چرا یک دختر باید بیاد با یک پسر چند سال کوچکتر از خودش س ک س داشته باشه ............
به تمام دوستان عزيزم كه تو اين مدت با اونها آشنا شدم سلام ميكنم و از همشون تشكر ميكنم.......
از خانومي ......... گل ياس ............ امينه ............ فاطمه .............. نازنين ......... و هليا .........
چند روزي شديدا در گير كار بودم ................
يك كم حالم بهتر شده ............ دارم سعي ميكنم كم كم فراموشش كنم......... يك هفته است اصلا تماسي با پاندا نداشتم ............. حتي اس ام اس.................. گذاشتم ببينم اون كه ميگفت عاشقتم يه حالي از من ميپرسه يا نه ؟ ................. گرچه ميدونم تموم اون حرفها الكي بود .................
يك روز بهش گفتم كه اين عشق تو مثل آتيش شعله وري ميمونه كه زود خاموش ميشه . .............
تمام خانواده دارن نصيحتم ميكنن كه اين به درد تو نميخورد ................. نه از لحاظ تحصيلات نه خانواده و نه چيزاي ديگه ...............
به قول يكيشون : تو بهترين انتخاب اون بودي نه اينكه اون بهترين انتخاب تو باشه .................
يكي هم ميگفت : سعي كن تو انتخاب كني نه اينكه انتخاب بشي......................
عمو جان ميگفت : اين دختره چون تو شرايط مالي خوبي نبوده عاشق پول و مقامت شده سعي كن كسي رو انتخاب كني كه تو خونه پدرش راحت زندگي كرده باشه همچين دختري عشقش به خاطر پول نيست . واقعا خودتو دوست داره.
اینکه بدونی یک نفر با تمام زیرکی و سیاست خودش با جسم و روحت بازی کنه ................
ولی تو همچنان صادقانه با علم به خیانتش ...............
دوستش داشته باشی............
من الان تو این شرایطم . از تمام دوستان میخوام منو دعا کنن..................
که هرچه زودتر نفرت جای عشق رو بگیره...................
دختری پیدا میشه که با هزار دوز و کلک خودشو تو قلبت جا میکنه ............
بعدا میفهمی زنه .............. یعنی متارکه کرده اونم چند ساله ..................
زنی که حاضر بشه به راحتی در مورد همه چیزهای شخصیس با یک مرد نامحرم حرف بزنه دیگه معلومه چه جوریه؟...............
به راحتی در مورد عمل پرده بکارتش بارها صحبت کرده. میگفت شاید لازم باشه نفر بعدی نفهمه که قبلا شوهر داشته.................
در مرد مسائل س ک س ی که داشته به راحتی صحبت کرده ..................
و حتی چند بار پیشنهاد صیغه شدن داده. اون هم به صورتی که جایی ثبت نشه ..............
امروز چهره واقعی پاندا برام روشن شد..........
با هم تماس داشتیم . در مورد خواستگار جدیدش گفت : پاندا میگفت که پسره چند تا مشکل داره
۱- پسره گفته باید طبقه بالای خونه ما زندگی کنیم..............در حالیکه من زندگی مستقل میخوام........
2- پسره جند تا خواهر و برادر داره. که با اینکه وضع مالیشون خوبه ولی تکلیف پولهاشون معلوم نیست با کیه ؟
خرگوشک گفت پس به خاطر پول داری باهاش ازدواج میکنی؟
پاندا: خوب باید یک انگیزه ای برای زندگی باشه دیگه .............
در موردمهریه هم گفت به تعداد سال تولدم میخوام و ضمنا باید حق اولاد و حق ... (چند تا چیز گفت که خرگوشک تا حالا نشنیده بود ) تو شرایط ضمن عقدم بیاد................
خرگوشک تازه فهمید که اون همه دوستت دارم و.... فقط برای پول بوده . پاندا این پسره طفلک رو هم فقط برای پولش میخواهد.............
چرا بعضی از مردم اینقدر نامردن..................
چند دقيقه پيش با يكي از دوستام صحبت ميكردم حرف جالبي زد گفت پاندا هم تو رو استند باي ( ذخيره ) نگه داشته هم با اون پسره داره حال ميكنه ............
بالاخره اگه اين نشد اون يكي واگه اون نشد تو............
اينجوري تو رو هم مدام تحريك ميكنه تا زودتر بري و تكليفشو معلوم كني..............
آخر نامرديه با يكي ديگه بري بيرون و حال كني بعد واسه يكي ديگه پيام بدي كه دوستت دارم........ خيانت به هر ۲ طرفه............
پاندا يك روز برام تعريف ميكرد كه دوستش كه تو يه شركت كار ميكنه در عين حال كه شوهر داره ولي رابطه س -ك -س - ي با معشوقه دوران نوجوانيش داره..................
دیروز با پاندا اس ام اسي تماس داشتم. گفت يك چيز جالب آقا گرگه ( اسمي كه من روي خواستگار جديدش گذاشتم) روز تولدش با من يكيه......![]()
دلم ميخواست كلشو بكنم........
پاندا اس ام اس زد كه هنوز دوستت دارم ........... اين شايد بدترين شكنجه روحي براي يك نفر باشه......
تنها كاري كه آرومم ميكنه اينه كه بيام تو وبلاگم بنويسم.......
دوست داشتني كه به هم نرسيد به چه درد ميخوره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اين يك هفته كه از پاندا جدا شدم سخت ترين هفته عمرم بود ...............
انگار تو جهنم دارم زندگي ميكنم............
هر روز به زور ميرم سر كار ........... جامو از جايي كه پاندا اونجا كار ميكنه عوض كردم كه ديگه نبينمش.......
بعضي وقت ها خودم رو مقصر ترين ميدونم.......... كه چرا گول حرفهاي اونو خوردم.............. به خدا داشتم راحت زندگي ميكردم ........ پاي هيچ دختري تو زندگيم نبود ............... راحت تر از اون چيزي كه فكر كنيد.......... ولي از وقتي اون بهم پيشنهاد ازدواج رو داد و بقيه جريانها زندگيم شد جهنم.............
هميشه فكر ميكردم كه ما پسرها با احساسات دخترها بازي ميكنيم .......... براي همين هيچ وقت نخواستم با دختري دوست بشم كه مبادا يك روزي بهم وابسته بشيم و من نتونم با اون ازدواج كنم و اونوقت دختره دچار عذاب وجدان بشه............ دقيقا مثل الان من...............
نميتونم هيچ وقت پاندا رو ببخشم .................. بد با زندگي من بازي كرد..................
يك خانواده رو ريخت بهم..................
اگه منو دوست داشت صبر ميكرد تا تكليف من معلوم بشه..................
دیروز با مامانم حسابی صحبت کردم به هیچ عنوان قبول نمیکنه. میگه نه .......
تو خانواده تنها کسی که هم منو هم پاندا رو خوب درک میکنه زن داداشمه.......
چند روز همش میرم پیشش. کلی صحبت میکنیم ......
اون هم دلش برای پاندا میسوزه.........
میگه این دختره اگه یک اشتباه کرده همه فهمیدن و مخالفت میکنن..... ئلی دختر های دیگه اگه هزار تا خلاف هم بکنن ممکنه هیچ کس نفهمه .......
زن داداش میگفت : هیچ کس نمیتونه قسمت یک نفر دیگه رو برداره..... این دختر هم اگه قسمت تو باشه مطمئن باش برات میمونه .....
حتی بعد از چند سال ......
وقتی میخوابی همه چیز رو فراموش میکنی.....
از دنیا دوری .....
همش فکر نمیکنی الان معشوقه چه کار میکنه..... با کی رفته بیرون ...... به کی اس ام اس زده و هزار تا چیز دیگه .....
ولی حیف که این خوابها همه خرگوشیه . وقتی بیدار میشی روز از نو روزی از نو.....
هنوز عادت کردم تا برام اس ام اس میاد به امید اینکه پاندا باشه اونو باز کنم .....
این عادت به حدی شدید شده که مجبور شدم آهنگ اس ام اس هام رو عوض کردم....
وقتی گوشی موبایلمو نگاه میکنم یاد اس ام اس های اون میافتم....
تمام اس ام اس هاش رو دارم از اولین تا آخری....
ولی تحمل دوباره خوندن اونها رو ندارم......
داداشم دیروز میگفت ببین این هوسه .... وقتی بهش برسی خیلی زود سرد میشی .... دقت کن .....
ولی شما بگید چه کار کنم با این هوس لعنتی ..... با این عشق لعنتی....
یادمه چند سال پیش عاشق یک دختری شده بودم ...... از خدا خواستم کمکم کنه تا دیگه عاشق هیچکس نشم مگر کسی که واقعا به هم برسیم و زندگانی عاشقانه ای رو شروع کنیم....
خدا کمکم کرد ..... ۶ سال تمام عشق هیچ دختری در من به وجود نیامد....
ولی این آتیشی که الان در من بوجود آمده بد داره میسوزونم.....
عشقی که به نتیجه هم نرسید.....
دوباره برمیگردم تا بقیه دل تنگی هام رو بنویسم......
امروز از صبح خرگوشک غصه داره. یاد خاطرات خوب گذشته با پاندا افتاده. زمانی که پاندا رو تو آغوش میگرفت. خندیدن های پاندا و شیطنت ها و جوکهایی که برای هم تعریف میکردن و ....
نمیدونم این آقا گرگه از کجا پیداش شد. همه چیز رو بهم زد.....
خرگوشک کم کم داره به فکر انتقام میافته.....
تقصیر پاندا هم هست. ..... اگه مثل بقیه خواستگاراش به آِقا گرگه هم میگفت من خرگوشک رو دوست دارم حال خرگوشک اینقدر بد نبود.....
نمیدونم به پاندا به خاطر پول آقا گرگه داره باهاش ازدواج میکنه یا تحت فشار زیاد خانواده ولی هر چی که هست چرا در مقابل خواستگارهای قبلیش مقاومت کرد ولی این یکی رو نه....
چرا اصلا احساسات خرگوشک رو به بازی گرفت ......
تو که میدونستی قبلا ازدواج کردی چرا میآیی و خودت پیشنهاد ازدواج به یک خرگوشک معصوم رو میدی؟
خرگوشکی که تو این چند سال عمرش هیچ وقت این کار رو با هیچ دختری نکرد....
هیچ وقت با احساسات هیچ دختری بازی نکرد....
الان برام اس ام اس امد که رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران بماند....
خرگوشک که تا آخرش وایستاد ولی چرا رنگین کمانش رو آقا گرگه برد.....
داداشه خرگوشک میگفت اگه با پاندا ازدواج کنی تحریم میشی.... میگم بابا از ارث محرومت کنه .... من هم تو عروسیت شرکت نمیکنم.....
خرگوشک حسابی گیر افتاده....
از یک طرف دل به پاندای بیوفا بسته...... از طرفی خانوادش رو هم دوست داره.... پدرش مادرش خواهرش برادرش.....
شکست عاطفی خوردن خیلی سخته اون هم تو سن خرگوشک که بالای ۲۵ رو داره.....
خرگوشک از آدمهای دزد بدش میآد. مخصوصا از کسی که عشقشو دزدیده باشه. حسابی از دسته آقا گرگه ناراحت بود ولی چون پاندا داشت باهاش ازدواج میکرد نخواست گرگه رو اذیت کنه . گرگ بیچاره که از لحاظ سنی بزرگتر از خرگوشکه حسابی به پاندا دل باخته غافل از اینکه پاندا همچنان دلش با خرگوشکه.
حالا خرگوشک حسابی ناراحته. دلش شکسته . غمگینه . تنها راهی که میتونه آرومش کنه اینه که بیاد و تو این وبلاگ مطلب بنویسه.
خرگوشک میخواد تمام اتفاقات روزمره خودشو تو این وبلاگ بنویسه .
امروز خرگوشک مخفیانه با پاندا حرف زد. .....
پاندا گفت شب با آقا گرگه داره میره بیرون تا بیشتر آشنا بشن .... آخه آدم عاقل با یک گرگ میره تنهایی بیرون....
خرگوشک هم که اینو شنید حسابی ناراحت شد....
سخته ببینی عشقت تو یه ماشین دیگه داره با آقا گرگه میره.....
شما هم خرگوشک رو کمک کنید تا زودتر بتونه پاندا رو فراموش کنه. ....
نظرات خوبتونو برام بنویسید.....
خرگوشک منتظره....